۱۳۸۷ بهمن ۵, شنبه

کراوات

ای ظریفان قوم! نه هر کس که کراوات انداخته روشن‌فکر است. برحذر باشید!

۱۳۸۷ بهمن ۳, پنجشنبه

اشاعه نشر اکاذیب

به یاد دارم در دوران دانشجویی وقتی که در پایان ترم به سراغ استاد درس کارتحقیقی رفتم تا تحقیقم را ارائه دهم، یک دخترک زیبا هم آمده بود که تحقیقش را تحویل دهد. من کارم را تحویل دادم و این قضیه کلا چند ثانیه طول کشید و در مجموع چند جمله کوتاه بین من و استاد رد و بدل شد. اما کار دخترک خیلی طول کشید. حضرت استاد رهایش نمی کرد.
القصه، آنچه می خواهم بگویم این است که دخترک بعد از تحصیل در دانشکده حقوق آن هم به مدت بیش از 4 ترم، حتی اسم کار تحقیقی اش را هم درست نگذاشته بود: اشاعه‌‌ی نشر اکاذیب!!! - بگذریم که در آخر صرفا به دلیل دختر بودن آن دانشجو و مرد بودن استاد نمره او از من بیشتر شد.
بعد از این مقدمه می خواهم یک نمونه مقاله‌ی فلسفی! هم معرفی کنم از یک خانوم ایرانی با این نام: نیم نگاهی به فلسفه‌ی آثار آلبر کامو!!!
یک رویداد گنگ
یک حادثه‌ی چـِرک
یک تجربه‌ی سرد و مرطوب
یک لمس لزج
در عمق یک رویا
و اینک آنچه برایم مانده است؛
تجربه‌ی پریشان یک کابوس آشفته
که آن هم از آگاهی ام گریخت
--کشواد

تصاویر مبهمی که مبهم‌تر شدند
صداهایی که در فضا گم شدند
امواجی که حریف اصطکاک هوا نشدند
و
من و حکایتهایی که همچنان باقی است

--کشواد

۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه

365

دو پروژه عکس 365 روزه را معرفی می کنم: Bonny Pierzina و 365daysofnatalie
در این پروژه ها عکاس روزی یک عکس از خود و زندگی روزانه و محیط اطرافش می گیرد و در سایت قرار می دهد.
این لینکها را برای این آوردم که ببینید زندگی کفار چقدر زیبا و رنگارنگ و پرنشاط است.
حاشیه: داشتم فکر میکردم اگر یک ایرانی مثل من بخواهد چنین کاری را انجام دهد چه مجموعه ای از آب در می آید!

۱۳۸۷ دی ۲۶, پنجشنبه

مازوخیسم


از مانا نیستانی

ماکیاولیسم

از مانا نیستانی

۱۳۸۷ دی ۲۵, چهارشنبه

هوده؟

برای کی؟ برای چی؟ بیهوده است!

۱۳۸۷ دی ۲۴, سه‌شنبه

درونگرایی

پیشتر در مورد درونگرایی و اهمیت بسیار آن نوشته بودم. در اینجا می توانید اطلاعات بیشتر پیدا کنید.

دیار خود

سراینده این تک‌بیت به اندازه‌ی یک دفتر، طنز منتقل کرده است- البته برای آنانی که طنز می دانند و سلیقه شان به طنزهای سخیف خو نگرفته است:
سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی
که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی
پاورقی: دمش گرم، خانه اش آباد، عیشش پرنوش، جامش پرباده.

۱۳۸۷ دی ۱۹, پنجشنبه

مانا

عجب نابغه ایست این مانا نیستانی در صنعت کاریکاتور: + و + .

۱۳۸۷ دی ۱۸, چهارشنبه

۱۳۸۷ دی ۱۷, سه‌شنبه

سهم

بعد آن همه حادثه
باز من ماندم و سهمم
-شرمم -
--کشواد

غار افلاطون

ایرانی ها هنوز پس از گذر قرنها هنوز نتوانسته اند از غار افلاطون بیرون بیایند.

نقاشی


نقاشی

۱۳۸۷ دی ۱۵, یکشنبه

سره نویسی

رضا مرادی غیاث آبادی: مدتی پیش در روستایی دورافتاده در فراهان، پیرزنی روستایی گریبانم را گرفت که: «گذر را نیالا که شب می‌چُری و می‌چایی!» این عبارت شیوا را از آن رو آوردم که به باور این کمترین، مسئله اصلی در ذات زبان فارسی و گویشوران آن نیست؛ بلکه دشواری‌های است که نوکیسه‌گان شهرنشین با دخالت‌های بیجا و واژه‌سازی‌های دلخواهانه و بی‌پایه رواج داده‌اند. اینروزها هر کسی که دو کتاب می‌خواند، هوس واژه‌سازی و سره‌نویسی تخیلی به سرش می‌زند. مثلاً اگر واژه‌های «ایمیل»، «وبلاگ» و «وب‌سایت» تقریباً در سراسر جهان به همین شکل بکار می‌رود و هیچکس هوس معادل‌سازی برای آن به سرش نمی‌زند، ما بدون اینکه برای ایجاد یا توسعه و تکمیل آنها کوشیده باشیم، فقط تمایل به دستکاری در نام‌های آنها را داریم. چون اینکار نیاز به هیچ سواد و خرج و دردسری ندارد. وقت آزاد و کرسی گرم و ذهن خیالباف می‌خواهد که این آخری (بزنم به تخته) مثل چاه‌های نفت و گاز ما، جوشان و خروشان است: تارنما، تارنگار، تارنوشت، تارگاه، رایانامه، رایان‌نامه، رایانویس، رایان‌نما، وب‌گاه، وب‌نوشت، وب‌کده، وب‌خانه، پست الکترونیک و خیلی کلمه‌های بامزه و بی‌مزهٔ دیگر. در حالیکه واژه «ایمیل» با «میل» ایرانی خاستگاهی مشترک دارند و هردو دلالت بر پست و چاپار می‌کنند. +

اقلیت

در مناظره راسل و کاپلستون در مورد وجود خدا، راسل یک جمله ای دارد که بسیار قابل تامل و ارزشمند است:
ما آدم کور-رنگ را چرا عقلا محکوم می کنیم؟ نه برای این است که در اقلیت است؟

۱۳۸۷ دی ۱۳, جمعه

دهه 60

متن دهه شصت محسن نامجو و فایلش را برای دانلود اینــــجا قرار دادم.

۱۳۸۷ دی ۱۲, پنجشنبه

افتخار ایرانی

دکتر میرجلال الدین کزازی گفت: یکی از نازش های بزرگ ما ایرانیان این است که نخستین سروده ای که در جهان پدید آمده است ایرانی است و این سروده کهن نیز آیینی است. +